عروسی
22 بهمن امسال عروسی دختر خاله من ، رویا جون بود. رفتیم تهران هم رفتیم پیش دایی جون ، هم خرید و هم عروسی خیلی خیلی به هممون خوش گذشت ولی به آبتین و شنتیا دیگه بصورت ویژه خوش گذشت ...
نویسنده :
نسيم
9:42
کت شلوار عید
با دایی جون و خاله نسترن رفتیم خیابون بهار تا آقا آبتین برا عید امسال کت شلوار بخره بالاخره بعد از کلی پرو کردن این شد انتخاب جمعی ما... انشاله وقتی دکترا قبول شدی با هم بازم بریم خرید کت شلوار . ( البته اگه اون موقع من رو با خودت ببری ) ...
نویسنده :
نسيم
9:36
مهمونی
جشن بهمن
بازم مثل سالهای قبل برای جشن انقلاب مهمون اداره خاله نسترن بودیم من همیشه میگم آبتین خدا رو شکر خوش شانسه و این ثابت شده هست. تو جشن یه سری شماره به همه دادن و بعدش قرعه کشی کردند. دومین شماره ، شماره آبتین بود که دراومد. جایزش هم یه فلش خیلی خوشگل دو سر . ...
نویسنده :
نسيم
9:23
افتتاح اتاق بازی
به همت "موسسه رها نسل خرم " اتاق بازی افتتاح شد. کار قشنگی بود اول جمع آوری اسباب بازی و بعدم در اختیار بچه های کوچولویی که اونا هم نیاز به بازی دارند. تمام تلاشمو می کنم تا آبتین بخشنده بودن رو یاد بگیره و می دونم پایه هاش رو باید از سن کم شروع کنم حالا پسر من هم جز خیرهای کوچولویی هست که اسباب بازیشو در اختیار بچه های دیگه هم قرار میده. از موسسه ممنونم که این فرصت رو در اختیار بچه ها قرار داده هم بچه هایی مثل آبتین تا درس زندگی بگیرن و هم بچه هایی که نیاز به کمک دارند. این عکس رو تو کانال موسسه قرار داده بودند: و مراسم افتتاح خانه بازی: ...
نویسنده :
نسيم
9:16
اتاق تکونی
چون تخت جدید آبتین رو سفارش داده بودیم ، امسال اتاق آبتین زودتر رنگ و بوی بهار و خونه تکونی گرفت. البته خدا رو شکر امسال دیگه پسرم ماشاله مرد شده بود و دیگه اذیت نمی کرد و گهگاهی هم کمک میکرد همیشه شاد باشی پسر گلم اینا همه ، تازه گوشه ای از وسایل اتاقشه... ببین چه قشنگ داره کمک میکنه... و طبق معمول کلی وسیله اضافه به اتاق من منتقل شدند ...
نویسنده :
نسيم
8:19
جمع بندی قشنگ
اینم یه متن زیبا که یکی از دوستهای خوب و خوش قلم ، بعد از دیدن وبلاگ آبتین برام فرستاده. دستشون درد نکنه آبتین بزرگ شده است یک مرد شده همراه مادر اداره می آید البته بهتر است بگویم ادعای بزرگی میکند خوب این هم ابتدای راه بزرگ شدن بچه هااست مثلا میخواهد نارنگیش را با دک وپز بخورد ولی خوب پوستهاشو می ریزه زیر پاش باید یواش یواش یاد بگیرد کار خوب را پاکیزه بایدکرد مثلا خودش حمام میرود خیلی خوب است ولی پر دور وبر خودش میکند کف پسرم باید یاد بگیرد که باید مواظب لیز خوردنها باشد مخصوصا در زندگی که پر از لیز خوردن است اما من هم میدانم این حرفها مال کمی بزرگ شدنهای بیشتر است حتی من هم گاهی دور وبر خودم کمی کف میریزم پسرم به کار خیلی علاقه دارد...
نویسنده :
نسيم
8:08
برف بازی
زمستون شد و نوبت برف بازی.امسال هم مثل سالهای قبل ، باباجون بردمون برف بازی. هرچند که آش رشته خوشمزه مادرجون و جوجه کباب بابا جون ، امکان نداره فراموش بشه. روز بسیار خوبی بود و خیلی خیلی بهمون خوش گذشت بابا جون و مادرجون ، دستتون درد نکنه ناگفته نمونه عکسهای قشنگ همه کار خاله نسترن هست بخند عزیزم ، بخند .زندگی قشنگه ... ...
نویسنده :
نسيم
8:00
کارمند کوچولو
وقتی آبتین دوست داره با مامان نسیم بیاد اداره ...
نویسنده :
نسيم
9:37











